با سلام خدمت همگی دوستان
قبل از هر چيز اچازه بدهيد يک فحش آبدار خدمت مسئولان محترم اين پرشن بلاگ بدهم چون خون کاملا حلوی چشمامو گرفته. چرا؟ خب خدمتتان عرض می کنم. اينجانب که آقای صابخونه تشريف داشته باشم و به خوشی در کنار خانم صابخونه و خرگوش کوچولومون دارم می زيم (زندگی ميکنم) کامپيوترم حروف فارسی رو روی صفحه کليدش نداره و با بدبختی هر چه تمامتر دارم اين مطالب را با اصل علمی آزمون و خطا می نويسم(يعنی هر حرفی رو ده بار بايد بزنم تا پيداش کنم) . پس از خواهش خانم صابخونه و در اختيار قرار گرفتن اسم و رمز ورود به سايت اينجانب حدود يک ساعت پيش شروع به نوشتن چند خطی برای شما عزيزان خواننده کردم که حسابی خدمتم رسيده شد (به دليل حروف فارسی) ولی وقتی اومدم که نوشته ها رو ارسال کنم توی وب لاگ ٫ جناب پرشنبلاگ الدوله محترم دوباره ازم اسم رمز خواست و بقيه را خود حدس بزنيد! نه تنها نوشته هايم پست نشد بلکه تمام نوشته ها پاک شدند. خلاصه:
توی روحت ای پرشنبلاگ!
(البته توجه داشته باشيد که اينجانب اصولا فردی مودب تشريف دارم ولی اين مورد غير قابل گذشت بود)اينبار قبل از ارسال مطالب را ضبط ميکنم.
خب از عصبانيت بنده که بگذريم ٫ داشتم خدمتتون عرض ميکردم که عيال مربوطه پس از مدتی که اين وبلاگ را داشتند بنده را در جريان گذاشتند و خواستند من هم چيزی در آن بنويسم . خب من هم قبول فرمودم. البته نکته ای قابل تذکره و اون اينه که من مثل عيال محترمه ادبی نمی نويسم خصوصا که اين صفحه کليد عزيز و حافظه محترم اينجانب هم هيچگونه همکاری و کمکی در جهت تسهيل در امر تايپ کردن نمی فرمايند بنابراين حوصله موصله ادبی نوشتن وجود ندارد. من با اجازه شما بزرگترها و البته با اجازه فرمانده کل قوا عيال جان٫ اينجا مطالبم رو به زبان عاميانه و خلاصه لری (با احترام کامل به هموطنان لر عزيز) يا به اصطلاح کلانتری مينويسم . به اميد اينکه خواننده ای بيابد.
با اينکه عيال مربوطه تا بحال چند تا متن بيشتر پست نکرده با اينحال جوابهائی داده شده و يادداشتهائی گذاشته شده که جالب هستند و من به موقع خودش درموردشون صحبت خواهم کرد. ولی متاسفانه با اينکه بنده و خانم صابخونه خيلی همديگر رو دوست داريم ولی يک مشکل اساسی داريم که مانع حل مشکلاتمون ميشه. مشکل ما اينکه حرف همديگر رو نمی فهميم. هنگام مشکلات ٫ رابطه ما مثل رابطه يک کره با يک کور. کوره از يه طرف مثل پاپ کورن (چس فيل خودمان) بالا و پائين می پرد ولی کر عزيز که نمی شنود از طرف ديگر کر عزيز با اشارات دست ميخواهد حرف خود را حالی کور جان نمايد. اون بنده خدا هم که نمی بينه. خلاصه دردسرتون ندم اين چرخه ادامه دارد. حالا با اين مقدمه بنده سعی ميکنم بعضی از مطالب و مشکلات را اينجا بنويسم و نظر خود را در مورد ريشه و علت آن بازگو کنم و بگويم بنده چه خاکی تو سر کرده ام برای حل مشکل. البته با توجه به خاص بودن بعضی مشکلات قاعدتا نمی تونم وارد جزئياتشون بشم ولی سعی ميکنم يه جوری مطلب رو ادا کنم.
خب اين از ما٫ البته توقع نداشته باشيد پس از دوبار تایپ کردن بدون داشتن حروف فارسی بخوام چيزی رو الان بنويسم ولی لطفا سر به اينجا بزنيد و مطالب رو خونده و اگه مطلبی٫ نوشته ای راه حلی چيزی داريد لطف فرموده در صورت داشتن حروف فارسی روی صفحه کليدتان (که به اين خال نزار من نيفتيد) مرقوم بفرمائيد. البته لازم به ذکر است که بالاغيرتا چيزی ننويسيد که کار رو از همينی هم که هست خرابتر کند. اگه راهی به نظرتون نمی رسه محبت فرموده چيزی ننويسيد و بيخودی هزينه ای برای وصل بودن به انترنت هم پرداخت ننمائئيد. با تشکر فراوان
جناب آقای صابخونه خان عزيز
ضمنا اين پائين هم شاهکار آقا خرگوش کوچولوی ماست. |