     
چه زود گذشت. انگار همین دیروز بود یعنی به همین زودی سه سال گذشت؟ سه سال از وقتی که عطر مست کننده ات تو خونمون پیچیده میگذره. عزیزم، خرگوشکم باورکردنش برایمان سخت است ولی خوشگلم، فرشته ام تو اکنون سه ساله شدی. در این سه سال من و آقای صابخونه قدم به قدم همراه تو بودیم و از تو چیزها یاد گرفتیم. کوچولوی عزیزم انگار همین دیروز بود شاید هم زودتر، ساعت ۹.۲۵ دقیقه شب، بعد از ماهها و روزها انتظار بالاخره امدی و چه خوش آمدی. تا ۴۵ دقیقه بعد از بدنیا امدنت با صدای بلند گریه میکردی و دکترها با لبخند میگفتند که ریه اش خوب و سالم است. ما هم برایت اشک شوق ریختیم. کوچولوی نازنینم خدا را هزاران بار شکر میکنم که تو فرشته را برایمان هدیه اورد. ممنون که لذت مادری را بمن چشاندی ممنون که چشمهای مهربان پدرت را پراز غرور و افتخارکردی. ممنون که با ما صبوری کردی ممنون که با لبخند زیبایت و حرفهای دلنشینت تکه ای از بهشت را به ما هدیه دادی. عزیزم، گلم، عشق کوچولوی ما تولدت مبارک تولدت مبارک   شما هم بفرمایید کمی کیک تولد خرگوشی میل کنید 
 
|