خرگوشک  
 
فرهنگ اصطلاحات خرگوشی

سلام به همه دوستهای خوب.مثل اينکه غيبت اينبارم خيلی طولانی شده نمی دونم چرا حس نوشتن نداشتم،هر روز ميامدم اينجا که چيزی بنويسم ولی در عوض وبلاگ ميخواندم.ونمتعطيلات کريسمس و سال نو هم تمام شد و زندگی به حال عادی برگشت.خرگوشک گلمون هم تند تند بزرگ ميشه و حسابی با کارهاش قند تو دل ما اب ميکنه

xmass and khargooshak

اقا خرگوشه هر وقت که ميخواد شام يا نهار بخوره به يخچال اشاره ميکنه و اب بيزه (اب ميوه) ميخواد و وقتی ما داريم با کامپيوتر کار ميکنيم ايشون هم ميخوان که برن سر وقت کاماتر يا همون کامپيوتر خودمون گاهی هم براش بازی تتريس را ميذاريم و خرگوشک الکی کليد های کامپيوتر را بالا و پايين ميبرد و مثلا داره بازی ميکنه. گاهی هم ادای اقای صابخونه را در مياره و پشت کامپيوتر ميشينه با دقت هر چه تمام تر به مانيتور نگاه ميکنه در همان حال موس را تکان ميده و موبايل اقای صابخونه را بر ميداره و شروع ميکنه به حرف زدن. 

کلمه نانا در فرهنگ اصطلاحات خرگوشی طيف وسيعی داره.از موز گرفته تا نارنجی. و هر نانا با اهنگ خاصی تلفظ ميشه به عنوان مثال اگه منظور موز باشه اهنگش مثل بنانای فرنگی ميباشد. نانا با اهنگ کشيده يعنی نارنگی و نانا بدون هيچگونه اهنگی يعنی نارنجی. تلويزيون هم در اين فرهنگ با واژه آگا معادل شده چون تلويزيون اقا زياد نشون ميده

عاشق کتابهای می می نی است و روزی چند بار براش ميخونيم و به اونها ميگه می می گاهی هم سری کتابهای سارا و سامان را براش ميخونيم. کلا از کتاب خيلی خوشش مياد به شرطی که بغل ما بشينه و براش بخونيم.

خرگوشک چند وقتيه که نقاشی ميکشه و ماژيک و مداد شمعی را خيلی دوست داره و از شعر ¤چشم چشم دو ابرو¤ خيلی خوشش مياد و آخر شعر کرکر ميخنده و ازم ميخواد که دوباره بکشم به خودش ميگم که مثلا جوجو بکش چند تا خط ميکشه بعدش هم با خوشحالی به اونها اشاره ميکنه و ميگه اينا اينا يعنی اينجا کشيدم .و گاهی هم پيش ميکشه حتما ميخواهيد بدونيد که پيش چيه؟چند روز پيش که من داشتم سيب ميخوردم و خرگوشک هم مشغول خوردن اب از ليوان بود. وسط خوردنش بود که ديد من دارم سيب ميخورم اونم که هول شده بود برای اينکه من نخورمش برای اولين بار گفت پيش که راستش از نظر اوايی از سيب سخت تره

خيلی بامزه از کلمات wow- oh oh استفاده ميکنه مثلا اگه پازلش را درست انجام نده خودش ميگه oh oh

هفته خوبی را داشته باشيد و با ارزوی موفقيت در کارهای شما

 


:بازديد

خرگوشک
سلام به وبلاگ من خوش آمدين من روز بیست و یکم فروردین سال 1383 در شهر لندن به دنیا اومدم. مامان و بابام تصمیم گرفته اند قصه بعضی از روزهای زندگیمو اینجا بنویسن. این عکس هم عکس 3 ماهگی منه ولی نمیدونم چرا اونموقع از دوربین ترسیدم