سلام به همه دوستان خوب و عزیز. امیدوارم که حالتون و کارتون خوب خوب باشه و با دلی شاد و لبان پراز خنده به استقبال بهار بروید. ما هم خوبیم و روزها به سرعت برق و باد میگذرند و خرگوشک روزبه روز بزرگتر میشود و از از کودکی اش فاصله میگیرد و ما با چشمانی پر از عشق و نگرانی به اینده چشم دوخته ایم. و من دلتنگ روزهای زیبایی هستم که تند تند میگذرند. کمتر از یک ماه دیگر تولد سه سالگی خرگوش کوچولوی ملوس خونه ماست. حتی باورش هم برایم سخت است به این زودی ۳ سال گذشت. چه زود دوران شیرین و سخت نوزادیش تمام شد و حالا پسرک برای من تند تند صحبت میکند.باورم نمیشود که در گذشته ای نچندان دور دست دسی یادش میدادیم حالا برایش از حساب و الفبا صحبت میکنیم. زمانی با التماس ازش میخواستیم بگوید بابا و با خواهش تمنای بیشتر که بگوید مامان. حالا من شدم مامانی یا مامان جونی و برای من انگلیسی صحبت میکند و روند یادگیریش ما را به خنده میاندازد. پسرک عزیزما حس استقلالش روزبروز بیشتر میشود و دوست دارد همه کاری را خودش انجام دهد البته استسنا هم وجود دارد ان هم در زمان عذا خوردن است که در اینجا استقلال حرف اول را نمیزد و اهمیت با پیروزی (خوردن غذا) است روند یادگیری انگلیسیش بسیار بامزه است. خرگوشک فهمیده که برای حال استمراری از ing استفاده میشود و برای اینکه صحبت کند ته جمله های ing دار دوباره ing میگذارد مثل: What are you doinging ? یا It is raininging  تخت کودکیش را هم عوض کردیم و یک تخت بزرگتر براش گرفتیم که خودش خیلی دوست داره بماند که گاهی خرگوشک را در لبه تخت و نزدیک به سقوط پیداش میکنیم از امروز هم رفته در گروه بچه های ۳ ساله و دیگه پوشکش را عوض نمیکنن و چند روزه که اموزش توالت رفتن میبینه که همکاریش با ما خیلی خوب بوده . همگی شمارا به خدا میسپارم و براتون سال خوبی را ارزو میکنم   
|